آخرین خبرها

آیا من گی هستم؟

آیا من گی هستم؟

داشتن درکی روشن از تمایلات جنسی کار ساده ای نیست

بسیاری از مردم به همجنس خود کشش جنسی دارند اما مطمئن نیستند که این کشش به معنای همجنسگرا بودن باشد. برای بسیاری از مردم کشش به همجنس، حسی پر تنش است و باعث انزوای فرد می شود. بعضی از کسانی که خود می پرسند “آیا من گی هستم؟” واقعن گی هستند، و زندگی خود را بر همین اساس بنا می کنند و رابطه های جنسی همجنسگرایانه با همجنس های خود ایجاد می کنند. بعضی ها نیز متوجه می شوند که کشش جنسی شان به همجنس به مرور زمان از میان می رود

بعضی از مردم دوجنسگرا هستند، به این معنی که هم به مردان و هم به زنان کشش جنسی دارند، و هم با مردان رابطه جنسی ایجاد می کنند و هم با زنان.

بعضی از مردم به هیچ کس کشش جنسی ندارند و این سوال برایشان پیش می آید که شاید به این دلیل به کسی کشش جنسی ندارند که گی، یا لزبین هستند. بیشتر اوقات، این تردیدها فقط با گذشت زمان رفع می شود.

آدم کی مطمئن می شود که گی هست یا نیست؟

جواب این سوال ساده نیست.  معمولن هر کس با دیگری، در این مورد، تفاوت دارد. کسب اطمینان یک فرد از این که گی هست یا نه، معمولن به تدریج اتفاق می افتد. ممکن است نتواند بلافاصله و پس از اولین نشانه های کشش به همجنس، نامی روی گرایش خود بگذارد. ممکن است تا مدت ها به شدت سر در گم باشد.

مردان جوان گاهی احساساتی را در خود کشف می کنند و به تدریج متقاعد می شوند که این گونه احساسات با احساسات دیگران “متفاوت” است، در حالی که پیش از آن، در دوره ی نوجوانی، خیال می کردند همه پسرهای جوان همین احساس را دارند.

گاه تصور می کنند که این احساسات گذرا هستند و دیر یا زود به دخترها کشش پیدا خواهند کرد. اما هر چه می گذرد بیشتر و بیشتر به مردها علاقمند می شوند و کششی به زن ها در خود پیدا نمی کنند. کم کم به این باور می رسند که واقعن گی هستند.  گاه با اطمینن از گی بودن خود، دچار شوک می شوند.

با گذشت زمان، مردانی که گی هستند به تدریج به این باور می رسند که نه تنها به همجنس خود کشش جنسی دارند، بلکه این کشش دائمی است و از بین نخواهد رفت. این باور ممکن است در هر دوره ای از زندگی یک فرد بروز کند. بسیاری از مردان در دوران نوجوانی از گی بودن خود اطمینان حاصل می کنند، زیرا معمولن مردم در این دوران از عمر، در مورد جنس و هویت خود می آموزند. با این حال، دشواری هایی که همراه با کشف این احساسات هست، و نیز دشواری هایی که در صورت آشکارسازی برای فرد روی می دهد باعث می شود بسیاری از مردان گی تا سال ها بعد خود را به عنوان همجنسگرا تعریف نکنند. گاهی مردان گی سال ها تلاش می کنند تا گرایش جنسی خود را انکار کنند و دست آخر در سی سالگی یا چهل سالگی ناچار واقعیت را می پذیرند و قبول می کنند که گی هستند.

آیا همجنسگرایی یک تجربه ی موقت است که برای مردان جوان پیش می آید؟

برای بعضی ها بله، و برای بعضی ها نه.

بعضی از مردم تنها زمانی که کاملن به بزرگسالی رسیده اند برای اولین بار کشف می کنند که به همجنس خود کشش دارند و اولین ارتباط با همجنس را هم در همین دوره از زندگی تجربه می کنند.

شواهد نشان می دهد برای بعضی از مردم تجربه های همجنسگرایانه بخشی از دوران گذار و یا دوران تجربه آموزی سال های نوجوانی است. و عجیب هم نیست زیرا نوجوانی دوره ای است که معمولن آدم نسبت به خود شناخت پیدا می کند و در می یابد که از زندگی آینده ی خود چه می خواهد. اینگونه رفتارها، و نیز موقتی بودن این احساسات در بعضی، و دائمی بودن آن در بعضی دیگر کاملن طبیعی است.

آیا آدم گی به دنیا می آید؟  چه چیزی باعث گی بودن آدم ها می شود؟

جواب ساده ای برای این سوال، پیدا نمی شود. “آیا بعضی از مردم لزبین و یا گی به دنیا می آیند؟”.   بنا بر چند نظریه، در میان افراد همجنسگرا و افراد دگرجنسگرای بزرگسال، تفاوت های بیولوژیک وجود دارد، و گرایش جنسی افراد پیش از تولد تعیین می شود.

آیا مردم گی به دنیا می آیند و یا انتخاب می کنند که گی باشند؟

 توضیحات روانی‌اجتماعی PSYCHO-SOCIALمجموعه ای از عوامل را به دست می دهد که ممکن است در تکامل همجنسگرایی فرد موثر باشد. هیج یک از این عوامل به تنهایی نمی تواند به سوال “چه چیزی باعث همجنسگرایی می شود” جواب بدهد، اما می تواند برای مثال مشخص کند که لزبین ها و گی های جوان، دگرجنسگراهای “سرخورده” نیستند. همچنین، وقتی می بینیم زوج های همجنسگرا به طور معمول همسن هم هستند، روشن می شود که این تصور که پسرهای جوان با ترغیب مردان مسن “همجنسگرا می شوند نیز غلط است. آنچه مسلم است این است که “رفتار” افراد (نه گرایش جنسی افراد) از محیط خانواده، تجربه های شخصی، و حسی که افراد در مورد خود دارند تاثیر می گیرد. باورهای افراد در مورد سکس معمولن بر اساس ارزش های خانوادگی شکل می گیرد. بعدها این باورها ممکن است از تجربه های  خوب یا بد سکس و یا انتخاب پارتنر و یا علاقمندی ها و فعالیت های جنسی فرد نیز تاثیر بگیرند و شکل عوض کنند. در طول زندگی یک فرد، حس و دریافتی که فرد از هویت خود و واقعیت وجود خود پیدا می کند تاثیر عمیقی بر روی گسترش و تجربیات جنسی فرد می گذارد.

قادرید دیگر گی نباشید؟

اکنون حمایت همه جانبه و روزافزونی از این باور به وجود آمده که می گوید گرایشات جنسی افراد مادرزادی و یا از پیش تعیین شده است، با وجود این امکان دارد که در طول زندگی تغییر نیز بکند.  بسیاری از مردم علاقمندند بدانند آیا ممکن است گرایش جنسی فرد تنها با اراده ی فرد، تغییر کند یا نه. نهادهایی که سعی می کنند همجنسگرایان را تشویق به اقدام برای تغییر گرایش جنسی بکنند معمولن دو گروه اند، یکی آنها که روش  “اصلاح” یا روان‌درمانی را به کار می برند، و دیگر آنها که از شیوه ی “شفا”ی مذهبی را استفاده می کنند.

بعضی از افراد گمان می کنند همجنسگرایی نوعی بیماری است و فکر می کنند این بیماری می تواند و باید درمان شود. بخش بزرگی از این “درمان” در چارچوب روش های روان‌درمانی قرار می گیرد موسوم به درمان های اصلاحی که با هدف تغییر گرایش شخس از همجنسگرایی به دگرجنسگرایی استفاده می شود. با توجه به شواهد موجود، روش های روان‌درمانی تا کنون بی نتیجه بوده اند. انجمن رواشناسان امریکا (APA)، بزرگترین انجمن روانشناسان جهان اظهار داشته است:

“همجنسگرایی یک اختلال روانی نیست و APA  با آن تصویری که از لزبین ها، گی ها، و بایسکسوال ها به عنوان بیمار روانی و در نتیجه به دلیل این گرایش جنسی، نیازمند به درمان و روان‌درمانی ارائه می شود کاملن مخالف است.

بعضی از گروه های تندرو مذهبی نیز باور دارند که همجنسگرایی گناه و در تضاد مستقیم با انجیل و دیگر متون مذهبی است. همانطور که در مورد روش های روان‌درمانی گفته شد، تقریبن هیچ ارزیابی علمی تا کنون به دست داده نشده که این روش های دعا و شفا تاثیری در تغییر گرایش جنسی داشته باشند.

با توجه به شواهد موجود این گونه روش ها فقط در این سه مورد موفق شده اند

1-      بایسکسوال ها را متقاعد کنند که با حفظ گرایش خود به همجنس، اما فقط با جنس مخالف ارتباط جنسی ایجاد کنند.

2-      همجنسگرایان را متقاعد کنند مجرد بمانند (ارتباط جنسی ایجاد نکنند).

3-      زنان و مردان همجنسگرا را متقاعد کنند که در حالی گرایش همجنسگرایانه ی خود را حفظ  می کنند اما فقط با جنس مخالف رابطه ی جنسی ایجاد کنند.

سازمان های حامی حقوق همجنسگرایان معتقدند که این گونه دیدگاه ها قادر به درک معنای همجنسگرایی نیست و به نقض حقوق همجنسگرایان می انجامند. علاوه بر این، APA به طور مرتب مروری بر فعالیت هایی نظیر روان‌درمانی اصلاحی و مذهبی منتشر کرده و معتقد است که دخالت های اصلاحی در تغییر گرایش جنسی هیچ فایده ای نداشته اند و مایه ی آسیب دیدگی عمیق افرادی که در معرض این درمان ها قرار گرفته اند، شده اند.