اگر از قسمت قبل یادتون باشه،

بعد از اینکه آقای محرابی، معلم دینی بهداد، سر کلاس گفت خودارضایی گناه کبیره است، هر بار بهداد خودارضایی می‌کرد دچار احساس گناه می‌شد و عذاب زیادی می‌کشید.

حالا این که خوب بود، عذاب بیشتر موقعی شروع شد که بدون اینکه خود بهداد بدونه چرا، همکلاسی‌هاش شروع کردن به مسخره کردن بهداد. بهداد رو “اواخواهر” یا “دختر خانوم” صدا می‌کردن.

بهداد با خودش فکر می‌کرد تو این مدرسه به این بزرگی با این همه آدم حالا چرا همه گیر دادن به اون.

بعضی وقتا کار به جر و بحث و دعوا می‌کشید اما بهداد جرات نمی‌کرد به پدر و مادرش یا مدیر و ناظم مدرسه چیزی بگه. خجالت می‌کشید. با خودش می‌گفت ممکنه بزرگترها چه فکری درباره‌‌ی من بکنن؟

البته بهداد وقتی روی رفتار خودش تمرکز کرد متوجه یه چیزایی شد. مثل اینکه مثلن وقتی از دست کسی ناراحت می‌شد روشو از اون آدم برمی‌گردوند، در صورتی که بقیه پسرا این کار رو نمی‌کردن.

تلاش کرد متوجه بشه چرا بعضی از رفتارهاش با بقیه فرق داره و باعث شده که مسخره‌ش بکنن، اما فکرش به جایی نرسید.

کار به جایی رسید که حتی دچار افت تحصیلی شد. مادرش که روی درس و مدرسه‌ی بهداد حساس بود شروع کرد به سرکوفت‌زدن بهش. خلاصه زندگی براش جهنم شده بود. حتی چندین بار به خودکشی فکر کرده بود. وسط اینهمه بدبختی، می‌دید که بقیه ‌یپسرها با هم شوخی‌های جنسی می‌کنن. خب بهداد هم یه وقتایی دلش می‌خواست که تو اون شوخی‌ها شرکت کنه. ولی به خاطر اینکه مسخره‌ش می‌کردن می‌ترسید که اگر این کار رو بکنه و به کسی دست بزنه یا اجازه بده کسی بهش دست بزنه ممکنه شدت آزار و اذیت‌ها بیشتر بشه.

تنها راهی که داشت سرکوب‌کردن خواسته‌هاش بود.

یکی از سوالاتی که تو ذهنش مطرح می‌شد این بود که خب فرض بگیریم یه پسری یه رفتارای دخترونه داشته باشه. چرا باید بقیه مسخره‌ش بکنن؟

چیزی که بهداد هنوز خبر نداشت این بود که گرفتاری‌های بزرگتری منتظرش‌اند که در قسمت‌های بعد تعریف خواهیم کرد.

در اینجا برای روشن‌تر شدن مشکلات بهداد در مدرسه، باید درباره‌ی یکی از گرفتاری‌های جامعه صحبت کنیم یعنی تبعیض یا همون نابرابری جنسی و جنسیتی.

نگرش جامعه درباره‌ی مرد و زن یکسان نیست و از هر کدام انتظار می‌رود یک سری نقش‌های متفاوتی را به عهده بگیرند.

به عنوان مثال در حالی که از پسرها انتظار می‌رود در بیرون از خانه کار کرده و درآمد داشته باشند، از دخترها انتظار می‌رود که به کارهای خانه بپردازند.

حتی از نظر ابراز احساسات یا چگونگی ابراز احساسات نیز بین مردان و زنان نابرابری وجود دارد. پسرها حق ندارند گریه کنند، در عوض می‌توانند پرخاشگر باشند. از طرف دیگر دخترها حق ندارند پرخاشگر باشند در صورتی که می‌توانند گریه کنند.

بنابراین از نظر جامعه جایگاه مردان و زنان با هم برابر نیست. در نتیجه‌ی این نوع نگرش، زنان و مردان حتی در روابط جنسی نیز از موقعیت یکسانی برخوردار نیستند. عمومن به زنان به چشم ابزاری نگاه می‌شود در خدمت ارضای نیازهای جنسی مردان. این یکی از دلایلی است که پسرانی که رفتار دخترانه دارند مورد تمسخر و توهین قرار می‌گیرند چرا که به آنها با این دید نگاه می‌شود که قرار است در خدمت ارضای نیازهای جنسی باقی مردان باشند و در نتیجه ارزش و جایگاه آنها به عنوان یک مرد زیر سوال رفته و مورد تمسخر و توهین قرار می‌گیرند.

در پایان قسمت اول توضیح داده شد که با هدف تضمین حق افراد برای تجربه‌ی صحیح سکشوالیته، اعلامیه‌ی حقوق جنسی تصویب شد. اولین بند از این اعلامیه مربوط به حق برابری و نبود تبعیض بین افراد در زمینه‌ی مسایل جنسی است، به این معنی که همه انسان‌ها، فارغ از جنس، جنسیت، رنگ، نژاد ، باورهای مذهبی،‌ گرایش جنسی، ملیت، جایگاه خانوادگی، سن، ناتوانی جسمی و وضعیت اقتصادی، ، عقاید سیاسی از تمامی حقوقی که در اعلامیه‌ی حقوق جنسی تصویب شده‌اند به طور برابر برخوردارند. در قسمت‌های بعدی به تدریج این حقوق معرفی خواهند شد.

[divider]

نخستین حق از حقوق جنسی: در یک رابطه جنسی جایگاه دو طرف با هم برابر است.  در این رابطه نیازهای یک طرف نسبت به طرف مقابل ارجحیت ندارد، بلکه باید هر دو طرف از رابطه لذت ببرند و رضایت داشته باشند… اما در ایران نگرش دیگری وجود دارد.

برای عضویت در کانال تلگرام ایرکو اینجا کلیک کنید
عضو شوید!