آخرین خبرها
هم جنس گرایی در ایران باستان

هم جنس گرایی در ایران باستان

لینک به منبع

به باور ویلهم فلور در بررسی های تاریخی انجام شده از ایران زمان اوستا ، نامی از همجنسگرایان در متون فارسی به چشم نمیخورد لیکن در متون زرتشتی اشاره به رفتار جنسی با هم جنس رفته که البته تنها اشاره به رفتار هم جنسگرایانه مردان با یکدیگر دارد و نه مردان با پسران جوان و با زنان با یکدیگر. در باور زرتشتی  ، سکس مردان با یکدیگر عملی است مزموم و زاییده اهریمن . هم خوابگی مرد با مرد به جای مرد با زن از انجایی که به تولید مثل نمی انجامد  و زایشی درآن  موجود نیست  یاری رسانی به اهریمن تعبیر گشته که در تضاد با اهداف آفرینش اهورا مزدا است . مردانی که این به خواست خود مبادرت به انجام چنین عملی ورزید باشند جرایشان مرگ است  لیکن چنانچه ناخواسته بوده باشد 800 ضربه تازیانه باید به پشت یا کف پای آنان وارد آید . اگر کسی دو مردی که در حال انجام سکس با یکدیگر هستند را ببیند بدون اجازه از مقامات مجاز به کشتن آنان میباشد.

سیروس شمیسا در کتاب شاهد بازی  آورده است که  ” شیوع هم جنس گرایی در ایران از دو منشا صورت گرفته است. یکی از طریق یونانیان و دیگری از طریق ترک ها . شاهد بازی یونانیان با حفظ جنبه های مثبت و فلسفی در ایران وارد حیطه عرفان شد و به عشق الهی و معنوی تفسیر گردید  . اما بچه بازی ماخود از ترکان جنبه زمینی داشت و با عمل جنسی همراه بود و در اشعار غیر عرفانی به وفور ازآن یاد شده است .”

این تعبیر سیروس شمیسا را ویلم فلور پذیرا نیست و مدعی است مقوله همجنسگرایی  در ایران ربطی به یونانیان ندارد و آشنایی ایرانیان با سکس با هم جنس به قبل از یونان و به دوره هخامنشی برمیگردد . و نمونه آن اینکه دربار هخامنشی بخشی از خواجه های خود را خارج از سرزمین پارس فراهم میاورده است و همچنین  پس از سرکوب نواحی شورشی کشور همواره پسران زیبا روی  آن مناطق را برای اخته کردن گلچین میکردند و به دربار میاوردند. یکی از این خواجه ها ” تیریداتس ” بود که زیبا ترین مرد آسیا قلمداد میشد او همدم محبوب کوروش جوان بود که پس از نبرد کوناک ( 401 پیش از میلاد ) ازدربار کوروش به نزد اردشیر دوم رفت و او را عاشق خود ساخت . تیریداتس  چندی بعد  مرد و اردشیر که شیدای او بود دستور داد که همه آسیا در سوگ او نشسته سیاه پوش شوند . شب هنگام که هم خوابه اردشیر به کنار او امد ،  اردشیر بالا پوش تیریداتس را بر روی بدن زن انداخت و  از او خواست که هر هنگام که به نزد او میاید بالاپوش خواجه را بر تن داشته باشد. داریوش سوم ( حکومت  330 تا 336 پیش از میلاد ) نیز دل در گرو پسرک خواجه ای  بنام  ” باگوآس ” داشت  که پس از او گویا اسکندر دل به او میبازد.

جمال آسمانی در رخسار زمینی

 چنانچه میدانیم ایران در 637 میلادی به اشغال اعراب در آمد. مذهب رسمی ایرانیان که سنی شده بود در قرن 13 به شیعه تغییر یافت.در سوابق ادبی ایرانی و در اشعار بسیاری اشاراتی در گرایشات هم جنس خواهانه به چشم میخورد که در آن نویسندگان و سرایندگان مرد،  در وصف مردانی  برای مخاطبین مرد خود ، آنها را منتشر ساخته بودند. به ادعای براهنی یکی از شاخص های ایندسته ازاشعار این است که به دشواری میتوان معلوم ساخت که شاعر در وصف زن سخن میگوید با مرد . عموماً معشوقه در این اشعار تمامی ویژگی های یک مرد زیبا را در ترکیبی از  کیفیت های زنانه  به همراه دارد. در بسیاری موارد توصیفی که از پسران جوان خوشچهره  میشده  به چهره اوصاف خداوندی تعبیر گردیده است به عنوان مثال در اشعار حافط ، عراقی و جامی شاید به سختی بتوان مرزی ما بین تعابیر روحانی و عرفانی این اوصاف  ومفاهیم جنسیتی آن به عمل آورد .

اشمل شرق شناس آلمانی معتقد است تعبیری که از وصف پسران زیبا رو در این اشعار عنوان میشود به نوعی مترادف با عشق الهی است بعد از سقوط خلفای عباسی و همزمان با دوره خلافت مغول ها 1265 تا 1337   و زمان خلافت تیمور 1335 تا 1502 در بررسی آیین هایی عرفانی میبینم عرفا هرگز واسطه انسانی را برای نیل و رسیدن به خدا  قبول نداشتند و اختصاصاً تنها تکیه بر عشق الهی ناب  میکرده اند. در تعالیم عرفانی تشخیص  تفاوت شعف عرفانی  از  شعف  نفسانی و انسانی از اهمیت زیادی برخوردار بود  که برای رسیدن به عشق الهی میبایست از عشق های نفسانی و انسانی صرف نظر میشد.

در رساله عشق ابن سینا  از عشق پاک بین مردان چنین سخن رفته است :

هرگاه انسان دوستدار صور حسنه و وجوه مستحسنه گردید اگر به جهت لذت حیوانی و جنبه بهیمی باشد از جمله افعال قبیح و اعمال زشت و قبیح محسوب می شود.اما اگر دوستی او  به اعتبار جنبه عقلانی و وجه تجردی باشد وسیله یی  است به جهت اتصال به معشوق حقیقی و وصول به علت اولی.در این صورت سزاوار است که در عداد ظرفا و اهل فتوت وعرفان شمرده شود سه چیز است که در تعقیب عشق به صور حسنه ممکن است پدید آید اول معانقه دوم تقبیل و سوم مباضعه اما شق سوم:اختصاص به جنبهء حیوانی دارد و قوه ناطقه را در او مداخلت نیست مگر آنکه بر سبیل قانون شرع و به طریق ازدواج صورت گیرد و چون منظور بقاء و حفظ نوع است,قوه ناطقه در این قسم سهیم و شریک قوه حیوانی است. و اما قسم اول و دوم: هر گاه متیقن بود و بداند که از روی ریبه و شهوت نیست و ساحت او از تهمت خالی و مبرا است فقط دنو به معشوق است نه اظهار منکر و متعرض شدن به فحشا,در این صورت مثال بوسیدن اولاد است . معانقه با انها ازروی محبت طبیعی و حب ذاتی که از طرف معشوق حقیقی [خدا] در وجود عموم جنبندگان مخمر و فطری است چنان که ملاحظه شد ابو علی سینا هم به عشق پاک نظر دارد در این محدوده معانقه(در آغوش کشیدن) و تقبیل(بوسیدن) را بلا مانع می داند اما مباضعه(عمل جنسی ) را جایز نمی شمرد

این مطلب ادامه دارد

در خاتمه متذکر میگردد به منظور  اخذ اطلاعات جنسی هرهفته بیننده برنامه تلویزیونی  ” خط قرمز ” که شنبه ها ساعت 9:30 شب از شبکه   تلویزیون های ایرانی  ” تن تیوی “پخش میگردد باشید.

شاد و پیروز باشید و شعار همیشگی را در گوش که : ” سکس بهتر ، زندگی بهتر

دکتر مریم محبی 

رواندرمانگر و سکس تراپیست

www.drmohebbi.com

905-597-1622

Voice mail : 818-732-1622

لینک به منبع