آخرین خبرها

بخش شش: هشت کلیشه درمورد اقلیت های جنسی

 

مقدمه:

در جریان بحثی که طی این مقالات داشتیم اشاره به اشکال هوموفوبیک در جامعه نیاز به بحث جداگانه ای داشت. عناوینی که در اینجا ذکر می کنیم برخی از شایعترین سوء تفاهم ها و در واقع انگاره های نامعقولی است که در جامعه موجب برخی تصورات هوموفوبیک می شود و دیدگاهی نامربوطی را نسبت به همجنس گرایان، دوجنس گرایان، تراجنسی و تراجنسیتی ها ایجاد می کند. این انگاره ها از جامعه ای به جامعه ای دیگر متفاوت است، هرچند برخی از آنها عمومیت دارد. ما به بخشی از این انگاره ها که بیشتر به جامعه ایران مرتبط است می پردازیم.

6.1. محدودیت زن و مرد در ایران عامل همجنس گرا شدن!

به جهت محدودیتی که در ایران در مورد رابطه زن و مرد وجود دارد، برخی تصور می کنند که همجنس گرایان کسانی هستند که به جهت نداشتن رابطه جنسی با جنس مقابل به همجنسان خود روی می آورند. این مسئله که محدودیت رابطه فرصت بیشتری برای رابطه با همجنس ایجاد می کند مسئله روشنی است. در اماکنی که زنان در آن حضور ندارند ممکن است برخی از رفتارهای همجنس گرایانه بیشتر مجال پیدا کند. به نظر می رسد که زندگی تک جنسیتی ممکن است رفتارهای همجنس خواهانه را تقویت کند. اما نمی توان تمایلات همجنس گرایانه را تنها ناشی از فقدان رابطه با جنس مقابل دانست. بسیاری از همجنس گرایان در جهان و همچنین در ایران هستند که رابطه با جنس مقابل دارند و رابطه خود را پس از شناخت هویتشان نیز ادامه داده اند. این افراد ترجیح جنسی و عاطفی شان همجسان شان بوده است. در صورتی که محدودیت رابطه منشاء همجنس گرایی بود در کشورهایی که چنین محدودیت هایی وجود ندارد نباید این تمایل وجود می داشت. ضمن اینکه در میان همجنس گرایان ایرانی نیز می توان نمونه های زیادی را مشاهده کرد که فرصت مساوی برای رابطه برقرار کردن با زنان داشته اند و این تمایل در ایشان ربطی به این موضوع نداشته است.

6.2. یکی گرفتن همجنس گرایی و بچه بازی!

یکی از کلیشه های جامعه ایران در مورد همجنس گرایان یکی گرفتن مرد همجنس گرای بالغ با کسانی است که تمایل به برقرار کردن رابطه جنسی با کودکان دارند. یعنی کسانی که زیر سن قانونی برای این رابطه هستند. این کلیشه از این جهت خطایی آشکار است که بیشتر مردان دگرجنس گرا موضوع چنین اتهامی هستند. مردان همجنس گرا اغلب طالب ایجاد رابطه با همجنسان و کسانی هستند که در رده سنی نزدیک به خود هستند. میل به کودکان زیر سن  18 سال در میان جامعه همجنس گرای ایرانی اغلب به عنوان امری مذموم تلقی می شود. علاوه بر این، این کلیشه در بررسی های علمی نیز مورد تردید جدی است که کودکان مورد تهدید جنسی از طرف همجنس گرایان قرار دارند[1]. بر طبق تحقیقی از کارل جنی از میان 352 کودک که مورد تجاوز جنسی انجام شده است روشن گردید که میزان تجاوز به کودکان بیشتر از طرف خویشاوندان دگرجنس گرای کودکان بوده است. یعنی 82% از تعداد این تجاوزها نه از طرف کسانی که همجنس گرا تشخیص داده شده اند، بلکه از طرف افراد دگرجنس گرا رخ داده است.

نکته دیگری که باید به آن توجه داشت پذیرش مسئولیت یک فرزند توسط خانواده های همجنس گرا در کشورهای غربی است. در صورتی که همجنس گرایان خطری برای کودکان محسوب می شدند، چگونه چنین جواز کلی برای همجنس گرایان صادر می شد؟! برخی از تحقیقات علمی نیز در مورد زمینه عاطفی مثبت این خانواده ها و وظیفه شناسی والدین گی این امر را تأیید کرده اند[2].

6.3. تجاوز در کودکی!

ممکن است در جامعه شنیده باشید که به ویژه گی ها کسانی هستند که در کودکی مورد تجاوز قرار گرفته اند. این کلیشه به سادگی قابل آزمون و سنجش است. اگر چنین باشد باید عکس این رابطه نیز صادق باشد یعنی میزان تجاوز های انجام شده دست کم تعداد قابل ملاحظه ای گی به بار آورده باشد. ممکن است بگوییم برخی از ایشان مقاومت کرده اند هویت گی نگرفته اند. در این صورت باید دست کم نسبت نزدیکی میان آمار کسانی که مورد تجاوز قرار گرفته اند و میزان گی ها بیابیم. اما هیچ جمعیت آماری در جهان این نسبت را نشان نمی دهد. معمولا جمعیت آماری حدود 3 درصد از جمعیت یک کشور همجنس گرای زن و مرد تخمین زده می شود. برای مثال جمعیت ال جی بی تی آمریکا 1.51% درصد است که تعدادی از این میزان گی هستند. اما جمعیت کسانی که در آمریکا مورد تجاوز قرار گرفته اند فقط برای پسران 16% است[3]. این فاصله زیاد نشان می دهد که چنین رابطه علی میان « مورد تجاوز واقع شدن» و «گی بودن» منطقی نیست، بلکه یک کلیشه است.

علاوه بر این روشن نیست منطق این کلیشه چیست؟ آیا کسی که مورد تجاوز قرار گرفته است به مورد تجاوز قرار گرفتن علاقه مند می شود؟ این کلیشه ای است که هم مردم و هم گاه خود همجنس گرایانی که با هویت جنسی شان کنار نمی آیند شنیده می شود. اما امروزه یکی از انواع ستم بر همجنس گرایان استفاده از چنین کلیشه هایی برای سرکوب و تحقیر همجنس گرایان است و به عنوان رفتارهای همجنس گرا ستیزانه قلمداد می شود.

6.4. اشتباه گرفتن گی/لزبین ها و «تراجنسی» ها!

در بین کسانی که آشنایی با برخی از افراد ال جی بی تی دارند، همجنس گرایان کسانی هستند که در ایران به عنوان مردان زنانه-نما شناخته می شود. یعنی کسانی که می خواهند مانند زنان لباس بپوشند و رفتار کنند. این تصویری است که در صورت آشنایی با تراجنسی ها و مبدل پوشان رخ می دهد[4]. اما یک گی تمایزهایی با مرد تراجنسی یا تراجنسیتی دارد. مطابق تعریف معیاری که دادیم گی کسی است که از هویت خود به عنوان مرد راضی است و در پی تغییر آن به هویت جنسی دیگری نیست. و تمایل عاطفی و جنسی او به یک همجنس مرد خویش است.

چنین تصویری ممکن است گاه از یک زن لزبین نیز وجود داشته باشد؛ به عنوان زنی که احتمالاً دوست دارد سبیل بگذارد، یا رفتاری مسلط بر دیگران دارد، صدای کلفتی دارد، آرایش نمی کند و غیره[5]. اما در جامعه لزبین ها لزوما کسانی که اصطلاحاً «بوچ»[6] نامیده می شوند و خصلت های مردانه تری دارند تنها شکل لزبین بودن نیستند و لزبین بودن تنوع و سیالیت بیشتری برای انتخاب دارد.

6.5. تصور از گی/لزبین ها به عنوان افراد شهوت ران!

به جهت اینکه مردم گاه میل همجنس گرایانه را به رابطه جنسی تقلیل می دهند ممکن است گاه همجنس گرایان را به جهت میزان شدید تمایل جنسی شان مایل به این گرایش تلقی کنند. کلیشه ای که در مورد تراجنسی ها نیز ممکن است وجود داشته باشد. در مورد لزبین ها مردان دگرجنس گرا که فانتزی دو زن همجنس گرا را دارند با تقلیل گرایش او به صرف میل جنسی تصور می کنند که چنین فردی ممکن است نگاه گشوده ای برای سکس داشته باشد. اما در واقع لزبین بودن به صورتی که در اثر محدودیت تماس با مرد یا در دسترس بودن یک زن رخ داده باشد تنها یک میل دوگانه به زن و مرد است و به نمی توان آن را با گرایش انحصاری برخی زنان به همجنس خود یکی شمرد. به ویژه آنکه این تمایل انحصاری تنها شامل کنش جنسی نیست و روابط عاطفی عمیق میان این دو را نیز شامل می شود. چنین زنانی اساساً تمایلی به مردان ندارند.ضمن آنکه اگر چنین کلیشه ای درست می بود تعداد بیشماری از زنان لزبین مشهور که در جهان منشأ آثار علمی و هنری شده اند هیچوقت پایه چنین موفقیت هایی را نمی گذاشتند[7].

تصور مردانی که میل جنسی آن ها مهار ندارد و حتی به همجنسان خود نیز میل می کنند، کلیشه مشابهی است که در جامعه ایران شنیده و دیده می شود. برخی مردم گمان می کنند گی به ویژه در قالب فاعل و اکتیو آن کسی است که از هر کسی برای ارضای خود استفاده می برد و لبریز از شهوت است. در کنار این تصویر کلیشه ای مشاهده برخی فعالیت های اینترنتی جامعه ال جی بی تی که در آن هر کس برای ارضای جنسی خود به دنبال شریک جنسی می گردد، اما پایه این تصور مربوط به ناآشنایی با روند شکلگیری هویت گی و وجود اشکال دیگری از همجنس خواهی است که ممکن است جامعه فرصت زیست ایشان را نیز مسدود کرده باشد و بنابراین کمتر گی ها به این صورت شناخته شده اند؛ یعنی کسانی که تعهد در روابط شان دارند و نسبت به همجنس احساسات عاطفی دارند که برایشان مهمتر از میل جنسی و ایشان نیز مانند سایر گرایش های جنسی و به همان شکل از میل جنسی برخوردارند. این کلیشه وقتی کلیشه بودنش روشن می شود که توجه کنیم تعداد زیادی از دانشمندان، هنرمندان و سیاستمداران جهان دارای این گرایش بوده اند. در حوزه علم کسانی مانند آلن تورین که از پایه گذاران زبان کامپیوترهای امروز است. در حوزه سیاست امروز سیاستمداران مشهوری مانند گیدووستروله وزیر امور خارجه آلمان و در حوزه هنر بسیاری هنرمندان تاریخ هنر مانند داوینجی و میکلانژ همجنس گرا بوده اند. در صورتی که در اینترنت بگرید می توانید لیست بلندی از این مشاهیر گی را در جهان بیابید[8].

6.6. همجنس گرایی یک انتخاب غیر طبیعی است

 برخی از مردم تصور می کنند همجنس گرا شدن امری غیر طبیعی است. مبنای این تصور دو کلیشه اشتباه است اول اینکه همجنس گرایی بر خلاف طبیعت است دوم اینکه فرد همجنس گرا تصمیم می گیرد برخلاف این طبیعت انتخابی داشته باشد. اما مطابق مطالعات علمی نه همجنس گرایی یک انتخاب خودخواسته و دلبخواهی است و نه بر خلاف طبیعت است.

تصور اینکه انتخابی در گرایش جنسی وجود داشته باشد امروزه مورد حمایت تحقیقات روانشناختی نیست. نقش عوامل مؤثر در گرایش جنسی امروزه بین عامل ژنتیک و عامل محیطی در نوسان است. برای مثال تحقیقی که در مورد عامل ژنتیک میان دوقلوها انجام شده است نشان می دهد میان 7600 دو قلو به این ترتیب عواملی گرایش جنسی به همجنس قابل رده بندی است: 61%-66% محیط، 18%-39%ژنتیک و 0%-17% انتخاب فردی. به نظر نمی رسد که این گرایش بدون ریشه در محیط یا ژنتیک باشد. از سوی دیگر غیر طبیعی بودن ناشی از این تصور است که فقط انسان ممکن است دست به این عمل بزند. اما تحقیقات زیادی نشان می دهد که در میان بیش از 1500 گونه جانوری رفتارهای همجنس گرایان گی و لزبین ثبت شده است[9]. بنابراین به نظر می رسد که باید مسئله میل به همجنس را به صورت یک میل پایدار در نظر گرفت.

دلیل دیگری که علیه این کلیشه در علم یافتنی است، مقاومت گرایش به همجنس در روش های درمانی است که برای تغییر گرایش جنسی انجام شده است. اما هنوز به دو دلیل برخی تلاش می کنند تا میل همجنس گرایان را تغییر دهند. یکی کسانی که به جهت باورهای مذهبی شان این گرایش را بر نمی تابند و از روش های تغییر گرایش جنسی حمایت می کنند و دیگر کسانی که به دلیل کنجکاوی های علمی در پی این تغییر می روند. هر دو طرف از روش های روانشناختی برای بازداشتن فرد از تمایل به همجنس اش استفاده می کنند. برخی از این روش ها شامل روش های خشنی مانند شوک درمانی است که متأسفانه هنوز در ایران طرفدارانی دارد[10]. انجمن روانشناسی آمریکا این گونه اقدامات را از جهت علمی غیر استاندارد تلقی کرده است و به جای این تلاش ها خواسته است که تغییر را نه در این گرایش جنسی بلکه در آزار و اذیت های جامعه نسبت به همجنس گرایان بجویند[11].

6.7. تمایلات ال جی بی تی به عنوان یک بیماری!

بخشی از جامعه ایران که کمتر نگاه مذهبی به مسئله همجنس گرایی را به عنوان یک بیماری یا اختلال روانی تصور می کنند. در جمهوری اسلامی نیز این تصور دیده می شود که بخشی از قوانین ایران فرد همجنس گرا را به عنوان یک بیمار طبقه بندی می کنند. برای مثال قانون معافیت سربازی از طریق قرار دادن فرد ذیل بندی که مربوط به مشکلات روانپزشکی است معافیت را صادر می کند[12]. این دیدگاه حتی در میان روانشناسان ایرانی نیز متدوال است و برخلاف تحولات علمی که طی 30 سال اخیر در جهان رخ داده هنوز این کلیشه در مورد همجنس گرایی وجود دارد. اما مطابق با بیانیه انجمن روانشناسان آمریکایی که معتبرترین مرجع روانشناسی در جهان محسوب می شود از 1973 همجنس گرایی را از «راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی»[13].  به نظر این انجمن همجنس گرایان شامل گی ها و لزبین ها از فهرست بیماری های روانی خارج شده اند و دیگر عنوان اختلال یا بیماری برای ایشان صادق نیست.

این مسئله به همین صورت برای گرایش جنسی دو جنس گرایان نیز صادق است. در مورد تراجنسی و تراجنسیتی ها نیز این عنوان توسط انجمن روانشناسی آمریکا رد شده است. طبق گزارش این نهاد چنین افرادی افرادی عادی هستند که در جامعه زندگی می کنند. بیماری و اختلال به کسانی اطلاق می شود که دچار «ناتوانی»[14] یا «پریشانی»[15] معنا داری شده باشند که که نیاز به مراقب داشته باشند. اما چنانکه این انجمن نیز متذکر می شود این افراد مشکلشان در برخورد جامعه با ایشان است و در صورت تغییر رفتار مردم هیچ پریشانی و استرسی در ایشان وجود نخواهد داشت. بنابراین روانشناسی مسئولیت را بر دوش جامعه ای می گذارد که چنین مشکلاتی را برای این افراد پدید می آورند (APA, 2006, p. 3).

6.8. گی ها از زن ها بیزارند و لزبین ها از مردان!

این تصور ممکن است برای برخی از زنان و مردان دگرجنس گرا وجود داشته باشد که یک گی با زنان برخورد خوبی ندارد و یا یک لزبین رفتار و رابط خوبی با مردان ندارد. این موضوع که در تجربه برخی از دگرجنس گرایان یا حتی خود همجنس گرایان دیده می شود ممکن است دلایل ن مختلفی داشته باشد. ممکن است این برخورد ناشایست با جنس مقابل برای یک همجنس گرا وجود داشته باشد و او نوعی بیزاری و یا دست کم بی علاقگی نسبت به ایشان داشته باشد که منشأ رفتار غیر مؤدبانه از نظر عرف است. اما باید توجه داشت که گاه این مسئله ناشی از از انتظاری است که یک مرد دگرجنس گرا از یک زن در برابر خود دارد و یا انتظاری که یک زن دگرجنس گرا از یک مرد در قبال حضور خود دارد. طبیعی است که هیچکدام از این دو توجه و علاقه خاصی به جنس مقابل نشان نمی دهند و این برخلاف انتظار معمول دگرجنس گرایان است. مردان دگرجنس گرا انتظار دارند یک زن در برابر ایشان انرژی جنسی داشته باشد که منشأ برخی رفتارهای گرم میان زن و مرد دگرجنس گراست. اما زن لزبین اساساً حس گرمی در حضور یک مرد ندارد و این امر ممکن است منجر به رفتاری شود که مردان انتظار آن را نمی کشند. عکس این نیز صادق است. برای یک گی ممکن است حضور یک زن هیچ برانگیختگی ایجاد نکند، بنابراین گرمایی که زن دگرجنس گرا از مرد انتظار می کشد اساساً از آغاز وجود ندارد. چنین امری ممکن است نوعی غریبگی و حتی بی احترامی به نظر آنها برسد.

اما این امر که گی ها و لزبین ها به طور کلی بیزار از مردان و زنان دگرجنس گرا هستند تا حدی تبدیل به یک کلیشه و اسطوره عرفی شده است. یک نویسنده در سایتی ادعا کرده است که مردان گی در تاریخ ایران قصد داشته اند که جایگزین نقش زن شوند و این امر منجر به تثبیت نظام مردسالار در ایران شده است. به نظر او این امر همجنس گرای مرد و مردان نظام پدرسالاری را همدست و شریک جرم سرکوب زنان ساخته است. چنین تصوراتی منکر نزدیکی دنیای مردان گی و زنان است. شباهتی که منجر می شود در واقع مردان گی بهترین همصحبت برای زنان باشند. مردانی که تصور نزدیکی به ذهن یک زن دگرجنس گرا دارند گاه نقاط مشترک بسیاری با ایشان دارند. عکس این امر نیز صادق است و ممکن است برخی از زنان لزبین بیشترین نزدیکی را به چشنداز یک مرد استریت داشته باشند. این امر امروزه مبنای بیولوژیک نیز پیدا کرده است. جیمز اولسون در کتابی در این مورد مغز مردان همجنس گرا و زنان دگرجنس گرا را شبیه به هم می داند چرا که هر دو سمت راست مغزشان که مربوط به کنترل عواطف و احساسات است قوی تر است و بعکس به نظر او زنان همجنس گرا و مردان استریت نیز شباهت های بیشتری به جهت فعالیت بخش چپ مغزشان با یکدیگر دارند (Olson, 2011).

کلیشه بیزاری همجنس گرایان از دگرجنس گرایان بر اساس دلایل مشخصی تقویت می شود اما باید در نظر داشته باشیم که سرکوب هویت های اقلیتی یکی از شایع ترین دلایل شکل گیری این بیزاری هاست که می توانست اساساً وجود نداشته باشد.

لینک به بخش هفت لینک به صفحه معرفی مقالات

 منابع ارجاع داده شده:

APA. (2006). About trAnsgender PeoPle, gender IdentIty, And gender exPressIon. Retrieved 12 30, 2012, from American Psychological Association: http://www.apa.org/topics/sexuality/transgender.pdf

Olson, J. (2011). The Role of Brain Dominance in Sexual Orientation. Retrieved 12 30, 2012, from the whole brain path: http://thewholebrainpath.com/role.html

 


[1] . برای مثال بنگرید به :

Carole Jenny, T. A. (1994). Are Children at Risk for Sexual Abuse by Homosexuals? Pediatrics , 94 (1), 41 -44.

[2]. برای مثال بنگرید به :

Mallon, G. P. (2000). Gay Men and Lesbians as Adoptive Parents. Journal of Gay & Lesbian Social Services , 11 (4), 1-22.

[3] http://www.pandys.org/articles/abuseandhomosexuality.html

[4]  . حتی برخی از نویسندگان در اینترنت  برخی ممکن است این خطا را مرتکب شوند و گمان کنند که مشکل گی ها در جامعه از طریق تغییر جنسیت حل می شود. برای مثال شهرنوش پارسی پور در مقاله ای تصور می کند که گی ها کسانی هستند که می خواهند نقش زنانه داشته باشند. بنگرید به: http://zamaaneh.com/parsipur/2009/04/post_246.html

[5] . دختر لزبینی در یک ویدئو در یوتیوب در این مورد می گوید: مشکل ما لزبین ها این است که همه فکر می کنند ما می خواهیم مرد باشیم، ریش و سبیل داشته باشیم!… ما از جنسیت خودمان راضی ایم ما می خواهیم جنس لطیف را داشته باشیم. بنگرید به :

[6] . [Butch ] و [ femme] در اصطلاح شناسی که میان لزبین ها رایج است به دو شکل رفتاری و طرز پوشش لزبین ها اشاره می کند. اولی به نوع مردانه تر و دومی به شکل زنانه تر رفتار و پوشش اشاره دارد.

[7] . برای مشاهده فهرست بزرگی از مشاهیر گی، لزبین و دوجنس گرا به این نشانی مراجعه کنید:

http://en.wikipedia.org/wiki/Famous_gay_lesbian_and_bisexual_people

[8] . برای مثال فهرست مشاهیر سیاست گی در ویکی پدیا بالغ بر 200 سیاستمدار است. تازه اگر بر این فهرست شمار کسانی را که هویتشان را فاش نکرده اند می توانستیم بیافزاییم این فهرست بسیار طولانی تر می شد. بنگرید به :

http://en.wikipedia.org/wiki/Category:Gay_politicians

[9] . Bagemihl, B. (1999). Biological Exuberance: Animal Homosexuality and Natural Diversity. New York : St. Martin’s Press.

[10] . در بررسی پژوهشی در دانشگاه شهید بهشتی به نظر می رسد که متخصان پزشکی و روانپزشکی ایران هنوز به این روش های خشن دل بسته اند تا گرایش جنسی را مهار کنند. هرچند این تحقیق نیز خود متذکر شده است که در صورت عدم تمایل فرد به تغییر این گرایش این روش ها نیز ناتوان اند. بنگیرد به: یاسمی, م. ت. (1385). تجربیاتی از درمان موفقیت آمیز همجنس بارگی خودناپذیر، فرابارگی . تبدل خواهی جنسی بار روش های شناختی-رفتاری. مجله علمي پزشكي قانوني . 227-222

[11] . http://www.apa.org/about/policy/sexual-orientation.aspx

[12] . در کارت معافیت فرد همجنس گرا نوع معافیت «معافیت روانپزشکی» قید می شود و در برابر این سوال که «مشمول از نظر پزشکی سالم است؟» پاسخ می دهد: «خیر».این بر اساس ماده 33 بند 8 قانون معافیت از خدمت وظیفه است و نوع بیماری در کارت اینگونه قید می شود: مشمولان مبتلا به بیماری های روانپزشکی.

[13] . Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders (DSM)

[14]. Distress

[15] . Disability